السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)

51

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)

زيد را به زودى به ازدواج خويش در خواهد آورد از آشكار نمودن اين حقيقت خوددارى مىورزيد تا اينكه اين آيه نازل گشت إِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ يعنى خداوند بر زيد نعمت اسلام را عنايت فرمود « و انعمت عليه » يعنى تو نيز نعمت آزادى از بندگى را به او ارزانى داشتى . زيد نيز به نصايح پيامبر گوش نسپارد و زينب . را طلاق گفت و پيامد اين ماجرا ، او به ازدواج پيامبر ( ص ) در آمد كه قرآن نيز به اين موضوع اشارت دارد : فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْواجِ أَدْعِيائِهِمْ إِذا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا [ 1 ] از طرفى خداوند مىدانست كه منافقين با اين ازدواج در صدد عيبجويى از پيامبر ( ص ) بر خواهند آمد و از اين جهت آيهء ما كانَ عَلَى النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ فِيما فَرَضَ اللَّهُ لَهُ [ 2 ] در مورد ايشان نازل گشت . مامون با شنيدن پاسخ عالمانه حضرت گفت : يابن رسول اللّه ( ص ) شما قلب بيمار مرا شفا بخشيديد و شبهات را از ذهن من زدوديد . خداوند به شما جزاى خير عنايت فرمايد . « على بن محمد بن جهم » روايت مىكند : بعد از جلسهء پرسش و پاسخ ، مامون به همراه امام ( ع ) براى نماز آماده گشت و محمد بن جعفر نيز در مصاحبت آنها بود . مامون از وى پرسيد : نظرت دربارهء برادر زاده‌ات چيست ؟ محمد بن جعفر : دانشمندى است كه نديدم در محضر عالمان ديگر حاضر شود و كسب فيض نمايد . پس مأمون گفت : برادرزاده‌ات از اهل بيت است كه پيامبر ( ص ) در مورد آنها فرموده است « نيكان از عترت من و پاكان از اصل و ريشه‌ام در كودكى بردبارترين انسانها و در بزرگسالى دانشمندترين آنها هستند شما چيزى بر اندوخته علمى آنها نخواهيد افزود چرا كه عترت من داناتر از شمايند و هرگز قادر نخواهيد بود آنها را از دروازه هدايت بيرون رانيد همچنانكه نخواهيد توانست آنها را به باب ضلالت و گمراهى وارد سازيد » آنگاه حضرت رضا ( ع ) بسوى خانهء خويش بازگشت و من صبح روز بعد ضمن ملاقات با حضرت ايشان را از گفتگوى ميان مأمون و عمويش آگاه ساختم امام ( ع ) تبسّمى نموده و فرمودند : يا على بن جهم ! آنچه شنيدى تو را نفريبد چيزى نخواهد

--> [ 1 ] سورهء احزاب - آيهء 37 [ 2 ] سورهء احزاب - آيهء 38